عرفه

عرفات، نام منطقه وسیعى است با مساحت حدود 18 کیلومتر مربع، در شرق مکه، اندکى متمایل به جنوب، در میان راه طائف و مکه. این منطقه به وسیله کوه‏هایى که به شکل نیم دایره در اطرافش قرار دارد، مشخص شده است.

حجّاج بیت اللَّه الحرام در روز عرفه؛ یعنى نهم ذى حجه، از ظهر تا مغرب شرعى در این منطقه حضور مى‏یابند و در اصطلاح فقهى، این حضور «وقوف» نامیده مى‏شود.

اهمیت حضور در عرفات تا آنجاست که گفته‏اند: «الْحَجُّ عَرَفَة» یا «الحَجُّ عرفات».

 این وقوف یکى از ارکان حج تمتّع است و در صورت عدم تحقق آن، حج محقق نمى‏شود.

این تأکید قدرى هم به خاطر تحریض قریش بر وقوف در عرفات بود؛ زیرا آنان که خود را طایفه برگزیده مى‏دانستند و به اصطلاح اهل حُمْس یا تشدد در دیندارى و اهل حرم معرفى مى‏کردند، خود را بى‏نیاز از وقوف در عرفات مى‏دیدند. این در حالى بود که رسول خدا صلى الله علیه و آله این برخورد آنان را نادرست دانست و خود در حجّة الوداع، در عرفات وقوف کرد.

عرفات در خارج از محدوده حرم است و وقوف در آن؛ یعنى بیرون رفتن حاجى از محدوده حرم و بازگشت به درون حرم تفسیر شده است. در ادوار مختلف تاریخى و تا به امروز اطراف عرفات را با علائم و تابلو به طور دقیق مشخص کرده‏اند. در باره نامگذارى این منطقه به عرفات، چهار نکته گفته‏اند:

1- وقتى جبرئیل مراسم حج را به آدم علیه السلام یا به ابراهیم خلیل علیه السلام آموخت، در پایان به او گفت: «عَرَفْت؟» آیا شناختى؟

2- آدم و حوّا، در این منطقه یکدیگر را شناختند (: تَعارَفا) و باز یافتند.

3- عرفات از آن رو به این نام شناخته شد که مردم در آنجا به گناهان خود اعتراف مى‏کنند. در روایتى از امام صادق علیه السلام نقل شده است که در باره نامگذارى عرفات فرمودند:

جبرئیل در ظهر عرفه از ابراهیم پرسید: اى ابراهیم، به گناهان خود اعتراف کن و مناسک را بشناس. عرفات را به خاطر این سخن جبرئیل که گفت: «اعْترف»؛ عرفات نامیدند. «

4- برخى هم عرفه را به معناى کوه گرفته‏اند.

در شمال شرقى عرفات، «جبل الرحمة» قرار دارد. این کوه مستقل از کوه‏هایى است که منطقه را در حصار خود گرفته‏اند. در قرن ششم هجرى، جمال الدین اصفهانى وزیر موصل و شام، از پایین تا بالاى کوه را پله ساخت تا صعود به آن آسان شود. گفتنى است در فقه شیعه، در زمان وقوف که در روز نهم ذى حجه از ظهر شرعى تا مغرب شرعى است- صعود به کوه عرفه کراهت دارد.


پیامبر اسلام (ص) در عرفات
و نیز دامنه کوه عرفات در زمان صدر اسلام کلاس صحرایی پیامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته مفسرین آخرین سوره قرآن در صحرای عرفات بر پیغمبر (ص) نازل شد و پیغمبر این سوره را که از جامع ترین سوره های قرآن است و دارای میثاق و پیمانهای متعدد با ملل یهود، مسیحی و مسلمان و علمای آنها می باشد، و قوانین و احکام کلی اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعلیم فرمود.
و طبق مشهور میان محدثان پیامبر (ص) در چنین روزی سخنان تاریخی خود را در اجتماعی عظیم و با شکوه حجاج بیان داشت:
...... ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این نقطه ملاقات نکنم. شما به زودی به سوی خدا باز می گردید. در آن جهان به اعمال نیک و بد شما رسیدگی می شود. من به شما توصیه می کنم هرکس امانتی نزد اوست باید به صاحبش برگرداند. هان ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام اکیداً حرام است. از پیروی شیطان بپرهیزید. به شما سفارش می کنم که به زنان نیکی کنید زیرا آنان امانتهای الهی در دست شما هستند، و با قوانین الهی بر شما حلال شده اند.
......... من در میان شما دو چیز به یادگار می گذارم که اگر به آن دو چنگ زنید گمراه نمی شوید، یکی کتاب خدا و دیگری سنت و (عترت) من است.
هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و همه مسلمانان جهان با یکدیگر برادرند و چیزی از اموال مسلمانان بر مسلمانی حلال نیست مگر اینکه آنرا به طیب خاطر به دست آورده باشد.....
صحرای عرفات همایش شناخت و خودسازی امام حسین (ع)
حضرت سیدالشهدا، امام حسین (ع) نیز بعد از ظهر روز عرفه همراه با فرزندان و گروهی از اصحاب از خیمه های خود در صحرای عرفات بیرون آمدند، و روی به دامن ?کوه رحمت? نهادند و در سمت چپ کوه روی به کعبه، همایشی تشکیل دادند، که موضوع آن به مناسبت روز عرفه (روز شناخت)، شناخت و سازندگی بود. این همایش، تنها جنبه علم و معرفت نداشت بلکه شناخت توأم با عمل و سازندگی و تزکیه و خودسازی بود.

فضایل روز عرفه

روز عرفه، روز شناخت است و هرچند نام عید بر آن نهاده نشده ولى یکى از اعیادبزرگ اسلام به شمار مى‏رود. امروز روزى است که خداى سبحان بندگان خود را به عبادت‏و اطاعت‏خویش فرا مى‏خواند و خوان کرم و احسان و لطف خود را براى آنان مى‏گسترد ودرهاى مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روى آنان مى‏گشاید.

امروز روز دعا و به خاک افتادن در برابر خدا و نیایش و توجه به معبود است. هرکس به اندازه معرفت و شناختش باید دست راز و نیاز را به سوى حضرت ذى‏الجلال بلندکند و مناجات و استغفار نماید و هر اندازه تضرع و خشیت‏بیشتر باشد، قرب به خداافزون‏تر خواهد بود.

باید از امام حسین علیه السلام فرا گرفت که چگونه در این روز باعظمت، بااشک دیده و قلب شکسته و نیت‏خالص، خدا را مى‏خواند. او است که شناخت واقعى ازپروردگارش دارد و مى‏داند که در این روز، در کنار «جبل الرحمه عرفات‏»، چگونه‏با خدایش گفت‏وگو کند و او را نه از روى خوف و نه از روى طمع، بلکه چون شایسته‏عبادت است، پرستش نماید و نیازهایش را برشمرد و درخواست عفو و بخشش از او کندبا این که خود معصوم از هر خطا و اشتباهى است ولى مقام الهى را قدرى است که‏تنها بندگان زبده‏اش به آن معرفت دارند و عارفان حقیقى از خاندان اهل‏بیت عصمت‏اندکه مى‏دانند چگونه او را بخوانند و در درگاهش تضرع و زارى کنند و از پیشگاه‏ربوبى على رغم هیچ گناهى عذر تقصیر بخواهند.

بارالها ! چقدر به من لطف دارى با آن همه جهل و نادانیم، و چه اندازه بر من‏ترحم مى‏کنى با آن همه کارهاى ناشایسته‏ام.

خدایا! چقدر به من نزدیکى و چقدر من از تو دورم. و تو که به من اینقدر محبت‏مى‏کنى، پس چه مرا از تو پنهان نگه داشته؟ ! کور باد دیده‏اى که تو را مراقب‏رفتارهایش نداند و زیان‏بار باد تجارت بنده‏اى که از محبتت، نصیبى برایش معین‏نکرده‏اى... خدایا! من به وسیله خودت، تو را مى‏شناسم، پس با فروغ نورت مرا به‏سوى خود رهنما باش و بردگى و بندگى راستین را به من بیاموز تا در پیشگاهت،خالصانه پرستش کنم.

خدایا! از دانش نهانت، مرا دانش بخش و در پوشش نگه دارنده‏ات مرا نگه دار.

بارالها! مرا با حقایق «اهل قرب‏» آشنا ساز و راه «اهل جذب‏» را به من‏بنمایان...

خداوندا! تویى که پرده‏ها را از دل‏هاى محبان و عاشقانت پس زدى تا جز تو دوستى‏بر نگیرند و جز به سوى تو، دستى دراز نکنند. تو مونس آنان هستى در وقتى که تمام‏جهان‏ها و عوالم برایشان غریب است و تو راهنمایشان مى‏باشى آن‏جا که راه‏ها را بررویشان مى‏گشایى.

کسى که تو را دارد چه ندارد و کسى که تو را ندارد چه دارد! بى‏گمان نومید شدکسى که به جز تو دل بست و زیان دید کسى که از تو روى گرداند.

چه گونه به سوى دیگران روى آورد در حالى که تو هرگز یک آن از او احسانت راقطع نکردى و چگونه از غیر تو رخواست‏یارى کرد، در حالى که تو منت را بر اوپیوسته داشتى.

اى کسى که شیرینى هم نشینیش را به محبانش چشاند، پس در پیشگاهش، متملقانه رازو نیاز کردند و اى کسى که لباس‏هاى هیبتش را بر اولیایش پوشاند تا در برابرش سربه خاک افتادند. تو پیش از یاد یادکنندگان به یاد آنهایى و قبل از توجه بندگان،آغازگر احسانى و پیش از درخواست درخواست کنندگان، از دریاى بى‏کران کرمت،بخشنده‏اى; پس مرا شامل رحمتت قرار ده تا به تو برسم، و بر من منت گذار و مراجذب خویش گردان تا بر تو وارد شوم.

خداوندا! هرگز امیدم از رحمتت قطع نمى‏شود هرچند نافرمانیت کنم و هرگز ترسم ازقهرت نمى‏ریزد، هرچند اطاعتت کنم، و اینک که از همه چشم برگرفته و به تو دیده‏دوخته‏ام، آماده دریافت لطف و بخشندگیت هستم.

الها! چه گونه نومید گردم در حالى که تو امیدم هستى و چه‏گونه اهانت‏شوم درحالى که تکیه گاه و پشتیبانم مى‏باشى...

راستى اگر دعاى عرفه امام حسین علیه السلام را با شناخت‏بخوانیم، تااندازه‏اى شیرینى و لطافت عبارت‏هاى عرفانى آن حضرت را لمس مى‏کنیم; زیرا حسین خدارا مى‏شناسد و او را نزدیک‏تر از «حبل الورید» به خود مى‏داند، پس روش سخن گفتن‏با او و راز و نیاز کردن در پیشگاهش را خوب درک مى‏کند و ما باید این سخنان رابخوانیم و تکرار کنیم و دقت نماییم و در معانیش غرق شویم و از یم عرفانش نمى‏برداریم، تا شاید نظر لطف خدا شامل حالمان گردد و پوششى از رحمت و مغفرتش بر آن‏همه گناهان و نافرمانى‏هایمان کشیده شود چرا که خداوند خود را به لطف و رحمت ورافت توصیف نموده، پس هرگز از خود نمى‏راند بنده‏اى را که در این روز شناخت، بابرشمردن گناه‏هایش، به سویش روى آورده و از مقام ربوبیش درخواست عفو و بخشش‏نموده است.

آرى! اگر پوشش او نبود رسوا مى‏شدیم و اگر ابر رحمتش آنى بر سر ما نمى‏بارید،هلاک مى‏گشتیم. اگر با تاییدات پنهانیش ما را یارى نمى‏کرد، شکست مى‏خوردیم و اگرما را پناه نمى‏داد، پناهگاهى نداشتیم.

 

روز عرفه از روزهای پرفضیلتی است که زمینه و بستر مناسب برای بهره‌مندی هرچه بهتر از برکات الهی آماده است، انجام برخی اعمال در این زمان مشخص، موجب نزدیکی سازنده تر به خالق هستی و کسب خیرات دنیوی و اخروی بیشتر است .


امام حسین(علیه السلام) در چنین روزی عرضه مى دارد:

أَنْتَ الَّذِی مَنَنْتَ، أَنْتَ الَّذِی أَنْعَمْتَ، أَنْتَ الَّذِی أَحْسَنْتَ، أَنْتَ الَّذِی أَجْمَلْتَ، أَنْتَ الَّذِی أَفْضَلْتَ، أَنْتَ الَّذِی أَکْمَلْتَ، أَنْتَ الَّذِی رَزَقْتَ، أَنْتَ الَّذِی وَفَّقْتَ، أَنْتَ الَّذِی أَعْطَیْتَ، أَنْتَ الَّذِیأ َغْنَیْتَ أَنْتَ الَّذِی أَکْرَمْتَ، تَبَارَکْتَ وَتَعَالَیْتَ.

فَلَکَ الْحَمْدُ دَائِماً وَ لَکَ الشُّکْرُ وَاصِباً أَبَداً، ثُمَّ أَنَا یَا إِلَهِی الْمُعْتَرِفُ بِذُنُوبِی فَاغْفِرْهَا لِی.

أَنَا الَّذِی أَسَأْتُ، أَنَا الَّذِی أَخْطَأْتُ، أَنَا الَّذِی...

«تو آن خدایى که منّت نهادى و نعمت دادى و احسان کردى; خدایى که جمال نمودى و برترى دادى و کامل ساختى و روزى رساندى و توفیق عطا کردى. تویى که بخشیدى و بى نیاز کردى و هدایت نمودى. تو آن خدایى که عیوب ما را پوشاندى و از گناهانمان در گذشتى. به همه ما امکان دادى و کمک کردى و یارى نمودى و شفا بخشیدى. برکت و علوّ در تو و از توست. پس حمد و سپاس همیشه مخصوص توست.

منم آن که خطا کردم و نادانى نمودم و غافل شدم و اشتباه کردم. منم آن که سهو کردم و راه خلاف پیمودم و پیمان شکستم.

من آنم که تو امر کردى و من عصیان. تو نهى کردى و من پرهیز نکردم. پاک پروردگارا! جز تو خدایى نیست و من از ظالمانم. بارالها! جز تو خدایى نیست و من از بخشش طلبانم.

پاک خدایا! جز تو خدایى نیست و من از خائفین هستم. تنها تو خداى پاک منى و من ازامیدواران هستم. پاک خدایى که جز تو خدایى نیست ومن از سائلین هستم.

این ستایش من است که تقدیم داشتم و خلوص من به وحدانیت تو که یادآور شدم و گواهى من به نعمت هاى تو که شمارش کردم، با این که اذعان دارم که نتوانستم نعمت هاى غیرقابل شمارش تو را بشمارم.

بارالها! تو نزدیک ترین خوانده شده و سریع ترین اجابت کننده هستى. گرامى ترین بخشنده و وسعت بخش ترین بخشاینده و شنواترین شنونده. اى که در دنیا و آخرت رحمان و رحیمى. همانندى ندارى تا از او سؤال شود و غیر از تو کسى نیست تا به او امید بسته شود.

خدایا! من در عین بى نیازى نیازمندم، چگونه در نیازمندى ام بى نیاز باشم؟!

الهى! من در داناییم، نادان هستم، پس چگونه در عین جهالتم نادان نباشم؟!

اى خدا! همانا گوناگونى وجوه تدبیرات تو و سرعت فرا رسیدن قَدَر تو، بندگان عارفت را مانع شد که به یک عطاى تو قانع و یک بلاى تو مأیوس شوند.

بارالها! از من جز آنچه که سزاوار ملامت است بر نیاید و از تو جز آنچه سزاوار کرمت است بر نتابد.

خداوندا! مرا به حقایق اهل قرب متحقّق فرما و به سلک اهل جذب متسلّک نما.

پروردگارا! مرا به تدبیر خودت از تدبیرم و به اختیارت از اختیارم بى نیاز گردان و از افتادن در ورطه اضطرار بازم دار.

خداوندا! مرا از ذلّت نفس خویش خارج ساز و از پلیدى شرک پاکم گردان. قبل از آن که مرگم فرا رسد، از تو یارى مى طلبم، پس یارى ام کن. بر تو توکّل دارم، پس تنهایم مگذار. از تو سؤال مى کنم، پس ناامیدم مگردان و تنها به فضل تو راغب هستم، پس محرومم منما و بر در تو مى ایستم، پس طردم مکن.

بارالها! رضاى تو منزّه از آن است که معلول علتى از خودت باشد تا چه رسد به این که معلول علّتى از من باشد.

خدایا! ذات تو آنچنان بى نیاز است که حتى سودى از خودت به ذاتت نمى رسد تا چه رسد به این که نیازى به من داشته باشد و سودى از من به تو برسد.» امام سجاد(علیه السلام) نیز عرض مى کند:

اَللَّهُمَّ وَ أَنَا عَبْدُکَ الَّذِی أَنْعَمْتَ عَلَیْهِ قَبْلَ خَلْقِکَ لَهُ وَ بَعْدَ خَلْقِکَ إِیَّاهُ، فَجَعَلْتَهُ مِمَّنْ هَدَیْتَهُ لِدِینِکَ، وَ وَفَّقْتَهُ لِحَقِّکَ، وَ عَصَمْتَهُ بِحَبْلِکَ، وَ أَدْخَلْتَهُ فِیحِزْبِکَ، وَ أَرْشَدْتَهُ لِمُوَالاةِ أَوْلِیَائِکَ، وَ مُعَادَاةِ أَعْدَائِکَ. ثُمَّ أَمَرْتَهُ فَلَمْ یَأْتَمِرْ، وَ زَجَرْتَهُ فَلَمْ یَنْزَجِرْ، وَ نَهَیْتَهُ عَنْ مَعْصِیَتِکَ، فَخَالَفَ أَمْرَکَ إِلَى نَهْیِکَ، لا مُعَانَدَةً لَکَ، وَ لا اسْتِکْبَاراً عَلَیْکَ، بَلْ دَعَاهُ هَوَاهُ إِلَى مَا زَیَّلْتَهُ وَ إِلَى مَا حَذَّرْتَهُ، وَ أَعَانَهُ عَلَى ذَلِکَ عَدُوُّکَ وَ عَدُوُّهُ، فَأَقْدَمَ عَلَیْهِ عَارِفاً بِوَعِیدِکَ، رَاجِیاً لِعَفْوِکَ، وَاثِقاً بِتَجَاوُزِکَ، وَ کَانَ أَحَقَّ عِبَادِکَ مَعَ مَا مَنَنْتَ عَلَیْهِ أَلاَّ یَفْعَلَ. وَ هَا أَنَا ذَا بَیْنَ یَدَیْکَ صَاغِراً ذَلِیلا خَاضِعاً خَاشِعاً خَائِفاً، مُعْتَرِفاً بِعَظِیم مِنَ الذُّنُوبِ تَحَمَّلْتُهُ، وَ جَلِیل مِنَ الْخَطَایَا اجْتَرَمْتُهُ...

«من آن بنده اى هستم که پیش آفریننشش به او نعمت دادى و بعد از آفریدنش نیز بر نعمتت افزودى و او را به دین خود هدایت نمودى و به حق خویش آگاه ساختى و به ریسمان خود، از افتادن در چاه گمراهى بازش داشتى و در حزب خود داخلش کردى وبه دوستى دوستانت ودشمنى دشمنانت مفتخرش فرمودى.

آنگاه به او امر کردى و اطاعت نکرد و نهى فرمودى و پرهیز ننمود. از این که به امرت روى نیاورد و از نهیت روى نگرداند، از روى دشمنى با تو و استکبار بر تو نبود بلکه هواى نفس او را به این سو کشید و دشمن تو و دشمن او نیز به کمک هواى نفس او شتافته و موجب اقدام وى بر گناه شده است. در حالى که به وعده و وعید تو آگاه بود و به عفو تو امیدوار و به بخششت ایمان داشت. البته حق این بود که چنین کسى سزاوارترین کسان براى پیروى از تو باشد و با این همه نعمت ومنّت که در حق وى روا داشتى نباید راه خلاف مى پیماید.

اکنون اى خدا! من آنم که در مقابل تو حقیرانه و ذلیلانه و خاضعانه و خاشعانه و خائفانه ایستاده ام و به گناهان بزرگى که انجام داده ام و خطاهاى سنگین و جرم هاى بزرگم اعتراف مى کنم.

و از درهایى که خودت امر فرمودى به سوى تو آمدم و به وسیله تقرّب به چیزى به تو تقرب جسته ام که جز از این راه کسى نمى تواند به تو نزدیک شود.

و از تو سؤال کردم، سؤال کردن انسانى حقیر و ذلیل وفقیر و خائف مستجیر که به همراه ترس و تضرّع و تعوّذ و تلوّذ است. نه از روى گردن فرازى و تکبرى که مختص گردنکشان است و نه از جایگاه والامقامان که مختص بعضى از اطاعت کنندگان است که از امیدشان به شفاعت شفاعت کنندگان حاصل شده است.

و من بعد از کمترین کمتران و خوارترین خواران و مانند یک ذره بى مقدار بلکه کمتر از آن هستم.

منم آن گناهکار اعتراف کننده و خطاکار لغزنده.

منم آن که در حق خودش جنایت کرده است.

منم آن کم حیا و گرفتار رنج هاى فراوان.

پاک از پلیدى گناه را بر من هدیه فرما و آلایش خطاها را از من دور نما و مرا بر نیّت صالح و و سخن مورد رضایت خود و عمل نیک یارى کن و مرا متکى به حرکت و حرف خود منما; به طورى که از حرکت و حرف تو باز مانم و یادت را از یادم مبر و رغبت مرا به خودت بالاتر از رغبت همه راغبین فرما، که من تسلیم تو بوده، مى دانم که حجت تو بر همگان تمام است و تو به برترى بخشش سزاوارترى و به احسان عادتمندترى. تو اهل تقوى و مغفرتى و تنها تو به عفو سزاوارتر از انتقامى.

آنچه در این فرازها از دو امام هُمام نقل شد. اوصاف و احوالاتى است که میان خدا و بنده اش جارى است. در این عبارات، خداوند به صفاتى یاد مى شود که مخصوص خداوندى او است. همچنین بنده خدا به صفات و حالاتى یاد مى شود که لازمه انسانیت و مخلوقیّت اوست.

خداوند صاحب منّت و نعمت و هدایت و مکنت و نصرت و شفقت است. پیش از خلقت، نعمت را در حق مخلوقش تمام مى کند و بعد از خلقت نیز راه را از چاه نشان داده و چراغ هدایت را پیش روى او روشن مى کند. بیش از استحقاق مى دهد و کمتر از استعداد مى خواهد.





عرفه روزى است که حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود فرا خوانده و سفره های جُود و احسان خود را براى ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده‎تر و خشمناک‎ترین اوقات خواهد داشت.

روایت شده که حضرت امام زین العابدین (ع) در روز عرفه صدای سائلی را شنید که از مردم تقاضای کمک می کرد. امام به او فرمود: واى بر تو آیا در این روز از غیر خدا تقاضا مى‎کنى؟ حال آن که در این روز امید مى‎رود که بچه‎ها در شکم هم از فضل خدا بی نصیب نمانند و سعید شوند.

برخی اعمال روز عرفه

- غسل که مستحب است قبل از زوال انجام شود

- زیارت امام حسین (ع)

که از هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد بالاتر است و احادیث، در کثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر کسى توفیق یابد که در این روز در تحت قُبّه مقدسه آن حضرت باشد ثوابش کمتر از کسى که در عرفات است نیست.

- بعد از نماز عصر پیش از آن که مشغول به خواندن دعاهاى عرفه شود در زیر آسمان دو رکعت نماز بجا آورد و نزد حق تعالى به گناهان خود اعتراف و اقرار کند تا به ثواب عرفات رستگار شود و گناهانش آمرزیده گردد.

پس چون وقت زوال شد زیر آسمان رَوَد و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نیکو به عمل آورد و چون فارغ شود دو رکعت نماز اقامه کند. در رکعت اول بعد از حمد، توحید و در دوم بعد از حمد، قُل یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ خوانده شود. و بعد از آن چهار رکعت نماز گزارد که در هر رکعت بعد از حمد، توحید پنجاه مرتبه بخواند. که این نماز، همان نماز حضرت امیرالمؤمنین (ع) است .

- شیخ کفعمى در مصباح فرموده مستحب است روزه روز عرفه براى کسى که ضعف پیدا نکند و مانع دعا خواندن او نشود.

- مستحب است غسل پیش از زوال و زیارت امام حسین (ع) در روز و شب عرفه .

- تسبیحات حضرت رسول (ص) در روز عرفه:

سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاَْرْضِ حُکْمُهُ

منزه است خدایى که در آسمان است عرش او منزه است خدایى که در زمین است فرمان و حکمش

سُبْحانَ الَّذى فِى الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْبَحْرِ سَبیلُهُ

منزه است خدایى که در گورها قضا و فرمانش جارى است منزه است خدایى که در دریا راه دارد

سُبْحانَ الَّذى فِى النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ

منزه است خدایى که در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدایى که در بهشت رحمت او است

سُبْحانَ الَّذى فِى الْقِیمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذى رَفَعَ السَّمآءَ سُبْحانَ

منزه است خدایى که در قیامت عدل و دادش برپا است منزه است خدایى که آسمان را بالا برد منزه است خدایى

الَّذى بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذى لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَیْهِ پس

که زمین را گسترد منزه است خدایى که ملجا و پناهى از او نیست جز بسوى خودش

بگو سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَکْبَرُ صد مرتبه و بخوان

منزه است خدا و حمد از آن خدا است و معبودى جز خدا نیست و خدا بزرگتر از توصیف است .

- ذکر صلوات از حضرت صادق (ع):

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ یا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ یا

خدایا از تو خواهم اى کسى که او نزدیکتر است به من از رگ گردن اى

مَنْ یَحوُلُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ یا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الاَْعْلى وَبِالاُْفُقِ

که حائل شود میان انسان و دلش اى که او در دیدگاه اعلى است و در افق

الْمُبینِ یا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى یا مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ

آشکارى است اى که او بخشاینده است و بر عرش استیلا دارد اى که نیست مانندش

شَىْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ محمد

چیزى و او شنوا و بینا است از تو خواهم که درود فرستى بر محمد و آل محمد .

و بخواه حاجت خود را که برآورده خواهد شد انشاءالله تعالى پس بخوان این صَلَوات را که از حضرت صادق (ع) منقول است که هر که بخواهد مسرور کند محمد و آل محمد را در صَلَوات بر ایشان بگوید:

اَللّهُمَّ یا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطى وَ یا خَیْرَ

خدایا اى بخشنده ترین عطابخشان و اى بهترین

مَنْ سُئِلَ وَیا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى

درخواست شدگان و اى مهربانترین کسى که از او مهربانى جویند خدایا درود فرست بر محمد و آلش در

الاَْوَّلینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الاَّْخِرینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ

زمره پیشینیان و درود فرست بر محمد و آلش در زمره پسینیان و درود فرست بر محمد

و َآلِهِ فِى الْمَلاَءِ الاَْعْلى وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمُرْسَلینَ

و آلش در ساکنین عالم بالا و درود فرست بر محمد و آلش در زمره مرسلین

اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً وَآلَهُ الْوَسیلَةَ وَالْفَضیلَةَ وَالشَّرَفَ وَالرِّفْعَةَ

خدایا عطا کن به محمد و آلش مقام وسیله و فضیلت و شرف و رفعت

وَالدَّرَجَةَ الْکَبیرَةَ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ

و درجه بلند خدایا من ایمان آوردم به محمد صلى الله علیه و آله

وَلَمْ اَرَهُ فَلا تَحْرِمْنى فِى الْقِیمَةِ رُؤْیَتَهُ وَارْزُقْنى صُحْبَتَهُ وَ تَوَفَّنى

با اینکه او را ندیده ام پس در روز قیامت از دیدارش محرومم مفرما و مصاحبت و همنشینى او را روزیم فرما

عَلى مِلَّتِهِ وَاسْقِنى مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِیّاً سآئِغاً هَنَّیئاً لا اَظْمَاءُ

و بر کیش او بمیرانم و بنوشانم از حوض او (حوض کوثر) نوشاندنى سیراب و جانبخش و گوارا که

بَعْدَهُ اَبَداً اِنَّکَ عَلى کُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى

پس از آن هرگز تشنه نشوم که براستى تو بر هرچیز توانایى خدایا من ایمان آورده ام به محمد صلى

اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَلَمْ اَرَهُ فَعَرَِّفْنى فِى الْجِنانِ وَجْهَهُ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّداً

الله علیه وآله و او را ندیده ام پس در بهشت رویش را به من نشان ده خدایا برسان به محمد

صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ مِنّى تَحِیَّةً کَثیرَةً وَ سَلاماً .

صلى الله علیه و آله از جانب من تحیتى بسیار و سلامى .

- دعای ام داود خوانده شود .

- دعای امام حسین (ع) در روز عرفه خوانده شود.

/ 0 نظر / 5 بازدید